این دوستان زرتشتی هم چند شاخه هستند و چندان همدیگه رو قبول ندارند، یه عده مصرند که زرتشتی فقط «آئین» هست نه دین و خداشون اهل جنگ و دعوا نیست و عدهی دیگه مدعیاند دین زرتشت رو نباید به سطح آئین تقلیل داد و این نوعی واکنش ضعیف در مقابل حملات دینداران دیگه هست.
ولی در کل، همهی این دوستان معتقد به خدا (با نامی متفاوت از ادیان ابراهیمی)، معتقد به فرشتگان (ایزدان)، معتقد به وجود روح و دنیای پس از مرگ، معتقد به دوزخ و بهشت و برزخ، معتقد به عبادت و نماز پنجگانه (یا سهگانه شاید)، معتقد به دادن قربانی برای خدا، معتقد به امام زمان (با نامی متفاوت، اگه اشتباه نکنم سوشیانت)، و بالاخره معتقد به روزه گرفتن (در روزها و هفتههای خاصی) هستند.
حال با این تفاصیل، چرا کوشش در جدا کردن خود از دیگر ادیان دارند؟! صرف دین مغلوب بودن، هیچ امتیاز یا برتری بر ادیان غالب نداره و حتی اگر زمانی در قرنهای دور و درازی چونان مذاهب دیگر حرفی برای گفتن داشت دیگه امروزه با پیشرفت علم و فلسفه نکتهی جدیدی برای ارائه ندارند مگر این که بشود سپر دفاعی تعدادی سوپرناسیونالیست ایرانی که فکر میکنند زمانهای قدیم همه عشق و کیف و شادمانی بود و بس!
در یسنا 43 ، زرتشت ادعای دریافت وحی دارد.
(مزدا گوید) اینک من بآرمتی و اشا (زیبایی و پارسایی) به سوی تو آمدم اکنون بپرس از من هر آنچه خواهی آری سوالی از تو مانند سوال زبردستی ست زیرا که او حاجت بزرگ تو را تواند برآورد.
گاتاها ترجمه پور داوود
با توجه به این مساله، پیامبر ننامیدن زرتشت، نظری شخصی و بدون پشتوانه و سند است. در ثانی تفاوت خدا در ادیان مختلف هم جای اما و اگر دارد. خداوند که خودش را چند گونه به انبیا معرفی نمی کند.
[quote='Behruz67']... با نصفه نگاهی انداختم، کوشش در اثبات تاریخی بودن زرتشت و جدا بودن پیامبری وی از ادیان سامی که منظورش احتمالا همون ادیان ابراهیمی است داره. ترجیح میدم کتاب ژاله آموزگار دربارهی زرتشت رو بخونم تا این یکی که از همون اول از یک جناح مشخص طرفداری میکنه....
ا.[/quote]
نمشود منکر این واقعیت شد که نگرش اقوام مختلف در رابطه با جهان و انسان و خدا متفاوت است و در کتاب دائما به این موضوع و به ویژه نوع نگاه اقوام آریان و سامی
به درستی اشاره شده است. این فقط زرتشت نیست که نگاه متفاوت از دید گلاسیک (به دلیل گسترش بالای ادیان ابراهیمی) به موضوع خدا دارد بودا مهاویرا، کنفوسیوس و لائوتزو و سایر موعظه گران شرق هم اینگونه هستند. بنابراین واقعا پیامبر نامیدن زرتشت و این افراد به نظر صحیح نمی باشد.
ولی از منظر کاملا خنثی و بی طرف (یک خداناباور) خداوند این ادیان (Dhramaic) بسی ارجمندتر و این دیدگاه بسیار زیباتر و منطقی تر است.
[quote='siderella']با گوش های خود بشنوید،از روی خرد و داوری بسنجید، آنگاه هر کس راه خود از میان نیک و بد برگزیند-زرتشت.
این جمله "زرتشت" گواه این است که:
در جهان بینی زرتشتی محلی برای نفی آزادی وجود ندارد،چون خود کامگی(استبداد)موجب بردگی و اسارت بشری می شود.
نویسنده فرانسوی"ولتر" می گوید:زرتشت کهن ترین آموزگار اخلاق بشری بود....در نظر ولتر،اصالت اخلاق در کار زرتشت است که مقام ولاااااااایی به وی می بخشد.
در نظر ولتر، هر چند در مراسم مذهبی وی به موهوم بیشتری برخوریم،باز صفای اصول اخلاقی دین وی نمایان وکارساز است -
و همه چیز را خوب روشن نشان می دهد و بر صداقت و راستی اش دلیل است-(کتاب"نیچه و چنین گفت زرتشت-هاشم رضی (ص-42)
زرتشت مصلحی روشن بین و انسان دوست، و نخستین کسی در جهان بود که به این حقیقت توجه نمود که اساس اختلافهای جوامع و ستیزها و جنگ ها و ویرانیها،همانا چند گانگی الوهی و دینی است، و با برداشتن اختلافات دینی و نزدیک کردن باورهای انسانها به همدیگر، به منظور آرزوی آشنا کردن بشریت با اصول پسندیده اخلاقی مورد اتفاق همگان،نهضتی عظیم به راه انداخت که نه تنها در زمان او تا دهها سده پس از او بدیع و منحصر به فرد بود-(زرتشت ودین ایرانی-ص-13)
جناب خنجی ممکنه، به خاطر حس میهن دوستی در رابطه با دین زرتشت یه مقدار رنگ ولعاب به تحقیقات خودشون داده باشند،اما در رابطه با شخصیت تاریخی زرتشت دروغ و کذبی به کار نبرده ....!!)
عزیزان! تا قبل از بعثت نبی مکرم اسلام تمام ادیان آسمانی در کتابهای آسمانیشون مردم رو بشارت داده بودند به آمدن دینی کا از همه ی ادیان قبلی کاملتره و پیامبر این دین از تمام پیامبران قبلی افظل و بالا تر است. این به گواه خود قرآ کریمه که در سوره مبارکه صف آیه 6 است که می فرماید و هنگامی که عیسی پسر مریم گفت ای فرزندان اسرائیل بی تردید من فرستاده ی خدا هستم به سوی شما، در حالی که آنچه را پیش از من آمده که تورات است تصدیق می کنم و به رسولی که پس از من می آید و نامش احمد است بشارت می دهم ، ولی همین که آن رسول با دلایل روشن سراغشان آمد گفتند این جادویی آشکار است. [/quote]
[quote='skane']نقل قول از Red Devil 92:نقل قول از mahdiavax:به نام خدا
با سلام
دین ایرانی شیعه 12 امامی است و غیر از این باطل است
ایرانی نیازی به هیچ دینی ندارد، امّا می تواند دیندار باشد! می تواند هم نباشد و خود آزادانه و مستقل، و با تکیه بر عقل خودبنیاد راه خویش را برگزیند...
ببخشید! منظورتون از عقل خود بنیاد چیه؟؟![/quote]
غالباً اصطلاح عقل خودبنیاد در تقابل با عقل وحی محور مطرح میشه
امّا غرض بنده از بکار بردن لفظ عقل خودبنیاد، نوعی از تفکر، فارغ از هرگونه وابستگی ایدئولوژیک، تئولوژیک و... بود
:-)
[quote='Red Devil 92']نقل قول از mahdiavax:به نام خدا
با سلام
دین ایرانی شیعه 12 امامی است و غیر از این باطل است
ایرانی نیازی به هیچ دینی ندارد، امّا می تواند دیندار باشد! می تواند هم نباشد و خود آزادانه و مستقل، و با تکیه بر عقل خودبنیاد راه خویش را برگزیند...
ببخشید! منظورتون از عقل خود بنیاد چیه؟؟! این که فرمودید ایرانی نیاز به هیچ دینی ندارد نمی دونم یعنی چه ولی این که انسان آزادانه می تونه راه خودش رو برگزینه درسته ولی با عقلی که.....[/quote]
لطفا بگین کدوم نوشتههای زرتشتی مورد تاییدتون هست تا نکات متناقض و منفی رو براتون پیدا کنم؟
این ادعاها رو بقیهی ادیان داشتهاند و چیز تازهای نیست.
ولی به زرتشتیها باید این پوان رو داد که چون جزو اولین سیستمهای دینی و آینی بودند در ادیان بعدی تاثیرات به سزایی داشتند.
با گوش های خود بشنوید،از روی خرد و داوری بسنجید، آنگاه هر کس راه خود از میان نیک و بد برگزیند-زرتشت.
این جمله "زرتشت" گواه این است که:
در جهان بینی زرتشتی محلی برای نفی آزادی وجود ندارد،چون خود کامگی(استبداد)موجب بردگی و اسارت بشری می شود.
نویسنده فرانسوی"ولتر" می گوید:زرتشت کهن ترین آموزگار اخلاق بشری بود....در نظر ولتر،اصالت اخلاق در کار زرتشت است که مقام ولاااااااایی به وی می بخشد.
در نظر ولتر، هر چند در مراسم مذهبی وی به موهوم بیشتری برخوریم،باز صفای اصول اخلاقی دین وی نمایان وکارساز است -
و همه چیز را خوب روشن نشان می دهد و بر صداقت و راستی اش دلیل است-(کتاب"نیچه و چنین گفت زرتشت-هاشم رضی (ص-42) زرتشت مصلحی روشن بین و انسان دوست، و نخستین کسی در جهان بود که به این حقیقت توجه نمود که اساس اختلافهای جوامع و ستیزها و جنگ ها وویرانیها،همانا چند گانگی الوهی و دینی است،و با برداشتن اختلافات دینی و نزدیک کردن باورهای انسانها به همدیگر، به منظور آرزوی آشنا کردن بشریت با اصول پسندیده اخلاقی مورد اتفاق همگان،نهضتی عظیم به راه انداخت که نه تنها در زمان او تا دهها سده پس از او بدیع و منحصر به فرد بود-(زرتشت ودین ایرانی-ص-13)
جناب خنجی ممکنه، به خاطر حس میهن دوستی در رابطه با دین زرتشت یه مقدار رنگ ولعاب به تحقیقات خودشون داده باشند،اما در رابطه با شخصیت تاریخی زرتشت دروغ و کذبی به کار نبرده ....!!)
این جزوهی ۴۶ صفحهای احتمالا باید بخشی از یک کتاب باشه که با تیتر «گفتار دوم: زرتشت و دین ایرانی» شروع میشه.
تا نصفه نگاهی انداختم، کوشش در اثبات تاریخی بودن زرتشت و جدا بودن پیامبری وی از ادیان سامی که منظورش احتمالا همون ادیان ابراهیمی است داره.
ترجیح میدم کتاب ژاله آموزگار دربارهی زرتشت رو بخونم تا این یکی که از همون اول از یک جناح مشخص طرفداری میکنه.
اگه این یک بررسی تاریخی و علمی هستش نباید علائق خودش رو قاطی مطلب کنه و فقط به ارائهی واقعیات تاریخی بپردازه و اجازه بده که خوانندهها نتیجهگیریهای خودشونو بکنند.
بعد، البته نویسنده تمام کاسه کوزهها رو سر مدافعین دروغین زرتشت میشکنه که بعدا اومدند و به اسم زرتشت همه چی رو خراب کردند. اما مشکل اساسی این هست که وقتی همه اذعان دارند بیشتر مطالب اساسی و اولیهی زرتشت در اثر حملات قدرتهای بیگانه به مرور زمان از دست رفتهاند پس بر کدوم متون اصیل زرتشتی تکیه دارند؟ همون چند بیت گاتها (۱۷ گاتها اگه اشتباه نکنم)!! وقتی چیز زیادی از متون اولیه نمونده و فقط قسمتهای خوب و به درد بخور مونده که فقط به درد تبلیغات میخوره چطور میشه این سیستم آیینی یا دینی رو بررسی و نقد کرد؟
همون گاتها هم که ده پونزده ترجمه اروپایی داره و حداقل ۱۰ برگردان فارسی داره که هیچکدوم با بقیه یکی نیست و موارد اختلاف بیشتر از چند حرف و کلمه اینجا و اونجا است و این دوستان میخواند که ما زرتشت رو براساس این ترجمههای ناقص از روی متون از بین رفته بشناسیم که تا چند قرن سینه به سینه حفظ میشد و بعدترها به روی کاغذ اومد و مدعی هستند که تنها متون دستنخورده و اوریجنال هست و ...
هر دینی مایل هست فقط خوشهچینی کنه و بهترین فراوردههاشو به بقیه نشون بده و قسمتهای ناهماهنگ و متناقض و ... رو به نوعی بپوشونه و بزاره کنار. این دوستان نیز در هر صحبت و گفتگویی همین کار رو تکرار میکنند.
دیدگاههای کتاب الکترونیکی زرتشت و دین ایرانی
ولی در کل، همهی این دوستان معتقد به خدا (با نامی متفاوت از ادیان ابراهیمی)، معتقد به فرشتگان (ایزدان)، معتقد به وجود روح و دنیای پس از مرگ، معتقد به دوزخ و بهشت و برزخ، معتقد به عبادت و نماز پنجگانه (یا سهگانه شاید)، معتقد به دادن قربانی برای خدا، معتقد به امام زمان (با نامی متفاوت، اگه اشتباه نکنم سوشیانت)، و بالاخره معتقد به روزه گرفتن (در روزها و هفتههای خاصی) هستند.
حال با این تفاصیل، چرا کوشش در جدا کردن خود از دیگر ادیان دارند؟! صرف دین مغلوب بودن، هیچ امتیاز یا برتری بر ادیان غالب نداره و حتی اگر زمانی در قرنهای دور و درازی چونان مذاهب دیگر حرفی برای گفتن داشت دیگه امروزه با پیشرفت علم و فلسفه نکتهی جدیدی برای ارائه ندارند مگر این که بشود سپر دفاعی تعدادی سوپرناسیونالیست ایرانی که فکر میکنند زمانهای قدیم همه عشق و کیف و شادمانی بود و بس!
(مزدا گوید) اینک من بآرمتی و اشا (زیبایی و پارسایی) به سوی تو آمدم اکنون بپرس از من هر آنچه خواهی آری سوالی از تو مانند سوال زبردستی ست زیرا که او حاجت بزرگ تو را تواند برآورد.
گاتاها ترجمه پور داوود
با توجه به این مساله، پیامبر ننامیدن زرتشت، نظری شخصی و بدون پشتوانه و سند است. در ثانی تفاوت خدا در ادیان مختلف هم جای اما و اگر دارد. خداوند که خودش را چند گونه به انبیا معرفی نمی کند.
ا.[/quote]
نمشود منکر این واقعیت شد که نگرش اقوام مختلف در رابطه با جهان و انسان و خدا متفاوت است و در کتاب دائما به این موضوع و به ویژه نوع نگاه اقوام آریان و سامی
به درستی اشاره شده است. این فقط زرتشت نیست که نگاه متفاوت از دید گلاسیک (به دلیل گسترش بالای ادیان ابراهیمی) به موضوع خدا دارد بودا مهاویرا، کنفوسیوس و لائوتزو و سایر موعظه گران شرق هم اینگونه هستند. بنابراین واقعا پیامبر نامیدن زرتشت و این افراد به نظر صحیح نمی باشد.
ولی از منظر کاملا خنثی و بی طرف (یک خداناباور) خداوند این ادیان (Dhramaic) بسی ارجمندتر و این دیدگاه بسیار زیباتر و منطقی تر است.
این جمله "زرتشت" گواه این است که:
در جهان بینی زرتشتی محلی برای نفی آزادی وجود ندارد،چون خود کامگی(استبداد)موجب بردگی و اسارت بشری می شود.
نویسنده فرانسوی"ولتر" می گوید:زرتشت کهن ترین آموزگار اخلاق بشری بود....در نظر ولتر،اصالت اخلاق در کار زرتشت است که مقام ولاااااااایی به وی می بخشد.
در نظر ولتر، هر چند در مراسم مذهبی وی به موهوم بیشتری برخوریم،باز صفای اصول اخلاقی دین وی نمایان وکارساز است -
و همه چیز را خوب روشن نشان می دهد و بر صداقت و راستی اش دلیل است-(کتاب"نیچه و چنین گفت زرتشت-هاشم رضی (ص-42)
زرتشت مصلحی روشن بین و انسان دوست، و نخستین کسی در جهان بود که به این حقیقت توجه نمود که اساس اختلافهای جوامع و ستیزها و جنگ ها و ویرانیها،همانا چند گانگی الوهی و دینی است، و با برداشتن اختلافات دینی و نزدیک کردن باورهای انسانها به همدیگر، به منظور آرزوی آشنا کردن بشریت با اصول پسندیده اخلاقی مورد اتفاق همگان،نهضتی عظیم به راه انداخت که نه تنها در زمان او تا دهها سده پس از او بدیع و منحصر به فرد بود-(زرتشت ودین ایرانی-ص-13)
جناب خنجی ممکنه، به خاطر حس میهن دوستی در رابطه با دین زرتشت یه مقدار رنگ ولعاب به تحقیقات خودشون داده باشند،اما در رابطه با شخصیت تاریخی زرتشت دروغ و کذبی به کار نبرده ....!!)
عزیزان! تا قبل از بعثت نبی مکرم اسلام تمام ادیان آسمانی در کتابهای آسمانیشون مردم رو بشارت داده بودند به آمدن دینی کا از همه ی ادیان قبلی کاملتره و پیامبر این دین از تمام پیامبران قبلی افظل و بالا تر است. این به گواه خود قرآ کریمه که در سوره مبارکه صف آیه 6 است که می فرماید و هنگامی که عیسی پسر مریم گفت ای فرزندان اسرائیل بی تردید من فرستاده ی خدا هستم به سوی شما، در حالی که آنچه را پیش از من آمده که تورات است تصدیق می کنم و به رسولی که پس از من می آید و نامش احمد است بشارت می دهم ، ولی همین که آن رسول با دلایل روشن سراغشان آمد گفتند این جادویی آشکار است. [/quote]
با سلام
دین ایرانی شیعه 12 امامی است و غیر از این باطل است
ایرانی نیازی به هیچ دینی ندارد، امّا می تواند دیندار باشد! می تواند هم نباشد و خود آزادانه و مستقل، و با تکیه بر عقل خودبنیاد راه خویش را برگزیند...
ببخشید! منظورتون از عقل خود بنیاد چیه؟؟![/quote]
غالباً اصطلاح عقل خودبنیاد در تقابل با عقل وحی محور مطرح میشه
امّا غرض بنده از بکار بردن لفظ عقل خودبنیاد، نوعی از تفکر، فارغ از هرگونه وابستگی ایدئولوژیک، تئولوژیک و... بود
:-)
با سلام
دین ایرانی شیعه 12 امامی است و غیر از این باطل است
ایرانی نیازی به هیچ دینی ندارد، امّا می تواند دیندار باشد! می تواند هم نباشد و خود آزادانه و مستقل، و با تکیه بر عقل خودبنیاد راه خویش را برگزیند...
ببخشید! منظورتون از عقل خود بنیاد چیه؟؟! این که فرمودید ایرانی نیاز به هیچ دینی ندارد نمی دونم یعنی چه ولی این که انسان آزادانه می تونه راه خودش رو برگزینه درسته ولی با عقلی که.....[/quote]
این ادعاها رو بقیهی ادیان داشتهاند و چیز تازهای نیست.
ولی به زرتشتیها باید این پوان رو داد که چون جزو اولین سیستمهای دینی و آینی بودند در ادیان بعدی تاثیرات به سزایی داشتند.
این جمله "زرتشت" گواه این است که:
در جهان بینی زرتشتی محلی برای نفی آزادی وجود ندارد،چون خود کامگی(استبداد)موجب بردگی و اسارت بشری می شود.
نویسنده فرانسوی"ولتر" می گوید:زرتشت کهن ترین آموزگار اخلاق بشری بود....در نظر ولتر،اصالت اخلاق در کار زرتشت است که مقام ولاااااااایی به وی می بخشد.
در نظر ولتر، هر چند در مراسم مذهبی وی به موهوم بیشتری برخوریم،باز صفای اصول اخلاقی دین وی نمایان وکارساز است -
و همه چیز را خوب روشن نشان می دهد و بر صداقت و راستی اش دلیل است-(کتاب"نیچه و چنین گفت زرتشت-هاشم رضی (ص-42)
زرتشت مصلحی روشن بین و انسان دوست، و نخستین کسی در جهان بود که به این حقیقت توجه نمود که اساس اختلافهای جوامع و ستیزها و جنگ ها و ویرانیها،همانا چند گانگی الوهی و دینی است، و با برداشتن اختلافات دینی و نزدیک کردن باورهای انسانها به همدیگر، به منظور آرزوی آشنا کردن بشریت با اصول پسندیده اخلاقی مورد اتفاق همگان،نهضتی عظیم به راه انداخت که نه تنها در زمان او تا دهها سده پس از او بدیع و منحصر به فرد بود-(زرتشت ودین ایرانی-ص-13)
جناب خنجی ممکنه، به خاطر حس میهن دوستی در رابطه با دین زرتشت یه مقدار رنگ ولعاب به تحقیقات خودشون داده باشند،اما در رابطه با شخصیت تاریخی زرتشت دروغ و کذبی به کار نبرده ....!!)
تا نصفه نگاهی انداختم، کوشش در اثبات تاریخی بودن زرتشت و جدا بودن پیامبری وی از ادیان سامی که منظورش احتمالا همون ادیان ابراهیمی است داره.
ترجیح میدم کتاب ژاله آموزگار دربارهی زرتشت رو بخونم تا این یکی که از همون اول از یک جناح مشخص طرفداری میکنه.
اگه این یک بررسی تاریخی و علمی هستش نباید علائق خودش رو قاطی مطلب کنه و فقط به ارائهی واقعیات تاریخی بپردازه و اجازه بده که خوانندهها نتیجهگیریهای خودشونو بکنند.
بعد، البته نویسنده تمام کاسه کوزهها رو سر مدافعین دروغین زرتشت میشکنه که بعدا اومدند و به اسم زرتشت همه چی رو خراب کردند. اما مشکل اساسی این هست که وقتی همه اذعان دارند بیشتر مطالب اساسی و اولیهی زرتشت در اثر حملات قدرتهای بیگانه به مرور زمان از دست رفتهاند پس بر کدوم متون اصیل زرتشتی تکیه دارند؟ همون چند بیت گاتها (۱۷ گاتها اگه اشتباه نکنم)!! وقتی چیز زیادی از متون اولیه نمونده و فقط قسمتهای خوب و به درد بخور مونده که فقط به درد تبلیغات میخوره چطور میشه این سیستم آیینی یا دینی رو بررسی و نقد کرد؟
همون گاتها هم که ده پونزده ترجمه اروپایی داره و حداقل ۱۰ برگردان فارسی داره که هیچکدوم با بقیه یکی نیست و موارد اختلاف بیشتر از چند حرف و کلمه اینجا و اونجا است و این دوستان میخواند که ما زرتشت رو براساس این ترجمههای ناقص از روی متون از بین رفته بشناسیم که تا چند قرن سینه به سینه حفظ میشد و بعدترها به روی کاغذ اومد و مدعی هستند که تنها متون دستنخورده و اوریجنال هست و ...
هر دینی مایل هست فقط خوشهچینی کنه و بهترین فراوردههاشو به بقیه نشون بده و قسمتهای ناهماهنگ و متناقض و ... رو به نوعی بپوشونه و بزاره کنار. این دوستان نیز در هر صحبت و گفتگویی همین کار رو تکرار میکنند.